لژیون خانم نسیم

تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

 

خلاصه عملکرد لژیون در روز پنج شنبه

 

نوع مطلب :گزارش عملکرد لژیون ،

نوشته شده توسط:همسفر معصومه

اگر فرد خمار را به بهترین جای دنیا ببری وقتی بدن درد دارد از هیچ چیز لذّت نمی برد ولی اگر نشئه باشد اگر به یک جای درب و داغون هم برود می گوید به! چه جای خوبی! کسی که سیستم بیوشیمی خوبی داشته باشد انرژی و حس خوبی به دیگران می دهد چون آنقدر حال درونش خوب است که می تواند آن را انتقال دهد و برعکس.


روز پنج شنبه مورخ ۹۶/۰۱/۲۴ لژیون خانم نسیم با موضوع  سی دی "بهشت و جهنم" رأس  ساعت ۱۹ آغاز به کار نمود.
مطالب سی دی با استادی خانم فاطمه بیان شد، سپس سرکار خانم نسیم توضیحاتی در این مورد بیان نمودند. سخنان خانم نسیم:
ما در هر مسیری باشیم نیروهایی از غیب به ما کمک می کنند، اگر به سمت نیروهای منفی برویم برای اینکه خودشان قوی تر شوند به ما کمک می کنند و اگر راه راست را انتخاب کنیم و تحت فرمان ربّ یا خدا باشیم قطعا نیروهای الهی به ما کمک می کنند.
زمانی که تصمیم بگیریم از تاریکی خارج شویم این کار کم کم و آرام آرام صورت می گیرد و به یکباره نمی شود.
درون همه ی ما همه نوع توانایی به صورت بالقوه و یکسان وجود دارد. در پیمانی که روز الست با خداوند بستیم خداوند می گوید همه ی علومی که در جهان است و بعدها قرار است بیاید در درون انسان نهادینه شده است و برای به فعل درآمدن آن ها اول باید نیاز به آن علم باشد تا بعد پیدا شود. ما با کمک آموزش ها و تلاش و صرف زمان می توانیم آن ها را بیرون بکشیم.
ما یکسری توانایی هایی داریم، وقتی تواناییمان کم شود مجبور می شویم از اهریمن کمک بگیریم مثل مصرف مواد مخدر، یا زمانی که حال کسی را می گیریم و حالمان در ظاهر خوب می شود اما در اصل انرژی را از فرد می دزدیم.
در سی دی اینطور سؤال شده که خداوند چرا تاریکی را آفرید؟
جواب این است که نیروهای منفی و اضداد در کنار هم معنا پیدا می کنند و برای تعادل طبیعت لازم هستنداما اختیار با ماست که این نیروها را به زندگیمان دعوت کنیم یا خیر. کسی که ضدارزش انجام می دهد انرژی ای که در طبیعت هست بهش نمی رسد و نمی تواند آن را جذب کند و این یک قانون است. بعبارتی یکسری نیروها در طبیعت هست (نیروهایی که برای جسم و روح لازم و ضروری است و نمی توانیم آن ها را ببینیم) که برای کسانی است که در راه مستقیم اند.
انرژی مثل نور است که اگر نتوانیم آن را بگیریم به نقطه تاریک تبدیل می شویم و همه ی این ها از نافرمانی شروع می شود.
خداوند برای هیچ کس در هیچ زمانی فرمان شرّ صادر نمی کند، اگر مسائلی در زندگیمان پیش می آید همه ی این ها بازتاب اعمالمان است یا آزمایشی است که خودمان انتخاب کردیم. اگر اعتیاد در زندگی من آمد خداوند که برای من شر نمی خواهد، بلکه باید بدانید که اعتیاد باعث تعالیتان می شود.
فکر نکنید بهشت و جهنم مکان خاصی هست، در قرآن تفسیرهایی از بهشت آمده چون زمانی که قرآن نازل شده تصویرسازی هایی از بهشت برای اعراب جاهل کرده که اعمال صالح در این دنیا انجام دهند حال شاید در دنیای دیگر هم همین گونه باشد اما حسی که ما از بهشت و جهنّم می گیریم درون ماست. وقتی نفسمان تحویل گرفته می‌شود ما از سنگینی گناهانی که مرتکب شده ایم در عذاب خواهیم بود معذالک هزاران آتش داغ و سرب گداخته بدتر خواهد بود یعنی  زمانی که می بینیم رحمت خداوند هست و به ما نمی رسد. در دنیای دیگر که ۵ حس ظاهری کار نمی کنند و ۵ حس دیگر به کار می افتند وقتی نتوانیم عشق خالص را حس کنیم این بدترین عذاب خواهد بود و زمانی که می بینی بنده خوبی برای خدا بودی و خدا از آفرینشت خوشحال است آنقدر حس خوبی خواهد بود که از هزار بهشت بهتر است و همه چیز به حس درون بر می گردد.
اگر فرد خمار را به بهترین جای دنیا ببری وقتی بدن درد دارد از هیچ چیز لذّت نمی برد ولی اگر نشئه باشد اگر به یک جای درب و داغون هم برود می گوید به! چه جای خوبی!
کسی که سیستم بیوشیمی خوبی داشته باشد انرژی و حس خوبی به دیگران می دهد چون آنقدر حال درونش خوب است که می تواند آن را انتقال دهد و برعکس.
بچه ها بدین دلیل که آلوده به گناه و ضدارزش ها نشده اند سیستم شبه افیونی شان خوب کار می کند. بچه هایی که نق می زنند خمار هستند و سیستم شبه افیونی شان خوب کار نمی کند. بچه ای که با عشق و محبّت بزرگ نشود خمار است. بچّه در ۷ سال اوّل فقط باید عشق و محبّت بگیرد و در چارچوبی خاص هر کاری خواست انجام دهد، آن وقت نشئه است و حال خوبی خواهد داشت.
اجتماع مجموع بارهای مثبت و منفی است. آن ها که در صراط مستقیم مثل تولید و درمان (خدمت) هستند بار مثبت دارند و کسانی که حال دیگران را خراب می کنند و ضدارزش انجام می دهند بار منفی دارند.
در بعضی جاها حالمان خوب می شود، این بدین دلیل است که هر مکانی پیشینه ای دارد و بر این اساس حس خوب و بد می دهد.
وقتی اینطور گفته می شود که جامعه ساختار مثبت و منفی دارد (میدان مثبت و منفی)، این ساختار یا میدان به تنهایی نمی تواند کاری بکند مگر میل آن کار در من باشد، برای مثال اگر فردی میل به مصرف مواد نداشته باشد اگر در کنار مصرف کنندگان هم باشد، بر روی او تأثیری ندارد. اگر فلز فرد همجنس میدانی باشد که در کنارش است جذب آن می شود. بعبارتی اطراف ما هم میدان مثبت و هم میدان منفی وجود دارد و حال و فلز درون من تعیین می کند جذب کدام میدان شوم.
قانون چشمه می گوید هر نقطه از فضا می تواند از خودش به بیرون و درون انرژی بدهد یا بگیرد. کسی که چشمه است تابع بار درون خودش است و چشمه بودنش ارتباطی به محیطش ندارد، چشمه اگر قرار باشد جوشش داشته باشد ربطی ندارد در بیابان است یا جنگل؛ اگر من قرار باشد نیروی مثبتم را به بیرون انتقال دهم ربطی ندارد چه کسی در برابرم نشسته و من در چه محیطی هستم و همه چیز فقط تابع درون من است.
زمانی که انرژی ای (چه مثبت چه منفی) را به بقیه منتقل می کنی همچنان چشمه می مانی. اگر بار منفی ام را به بقیه انتقال دهم چون در من در حال چرخش است قوی تر می شود و در مورد انرژی مثبت هم به همین شکل است. اگر انرژی مثبتم را در درون خودم نگه دارم و آن را با کسی سهیم نشوم یا هدرش دهم تبدیل به گنداب می شوم.
اگر من تبدیل به حفره یا چشمه شدم بازتاب اعمال خودم است و قانون کارما ست ولی ما می توانیم خودمان را به مرور قوی کنیم اما  اینکه الان چه حالتی داریم و حس درونی من چیست ابع قانون چشمه است، جایگاه امروزم از قانون کارما تبعیّت می کند.
ما از هر مرحله ای عبور می کنیم نیروی بازدارنده آن مرحله برایمان شناخته می شود. ما در هر اتّفاقی (از کوچک تا بزرگ) آموزش می گیریم. اگر در آن اتّفاق آموزش قضیه را بگیریم از آن اتّفاق خارج می شویم و اگر درجا می زنیم و نمی توانیم خارج شویم یعنی آموزشش را نگرفتیم.
اگر فرد مصرف کننده بتواند نفسش را تربیت کرده و نسبت به موادمخدر سیر کند و بداند قوی تر از آن ها در بدنش هست دیگر از وادی اعتیاد خواهد گذشت و نیروهای بازدارنده اش را خواهد شناخت. وقتی از هر مرحله ای عبور می کنیم و آموزشش را می گیریم دیگر آن آزمایش برایمان پیش نمی آید. اگر به دنبال دانایی بیشتری باشیم و بخواهیم جنس فلزمان را بهتر کنیم، مورد آزمایش های دیگری قرار می گیریم ، اتفاقات سخت تری برایمان می افتد.اما نکته قابل توجه اینجاست که هر آزمونی که در آن قرار می‌گیرم و هر اتفاقی که برایمان می افتد بخاطر خواسته ی خودِ ماست و درخواست آن را خودمان به کائنات داده ایم...
شاید الان کسی بپرسد چرا همواره باید بجنگیم و با مشکلات دست و پنجه نرم کنیم؟
جواب این است که همین پیروزی هاست که به ما اعتماد بنفس می دهد. کسی که بتواند بعد از ۲۵ سال موادش را کنار می گذارد و درمان می شود می گوید من بر این مشکل غلبه کردم پس می توان بر خیلی از مشکلات دیگر هم غلبه کنم. اگر قرار باشد همه چیز همیشه خوب باشد و اگر این حالت بهترین بود، خدا ما را در آ« شرایط قرار می داد. این مشکلات است که به زندگی مان معنا می دهد، فلز ما در هر مرحله که پیروز می شویم تغییر می کند.
وقتی می گوییم فلانی ذاتش خوب یا بد است همان فلز است و این پیشینه ما است و در اتّفاق هایی که برایمان می افتد یکی به بدترین شکل از آن استفاده می کند و پَس رفت می کند و فلزش از آن که بود بدتر می شود و بر عکس. یک نفر وارد وادی اعتیاد می شود و قتل و غارت می کند ولی یک نفر دیگر نهایتا پول از جیب پدرش بر می دارد و این بستگی به فلز فرد دارد.
تجربه تاریکی ها ظرفیت ما را زیاد می کند، باید خدا را شکر کنیم که در مشکلیم و اینها در آینده برایمان تفاوت نگاه ایجاد می کند مثل ما که به لطف کنگره آموزش گرفتیم و وادی اعتیاد آموزش های زیادی به ما داد. همه این تجربه ها خواسته ما بوده و ما این ها را خواستیم. این توهّم ماست که وقتی از یک مرحله عبور می کنیم فکر میکنیم مشکلات تمام شده اما مشکلات ادامه دارد و اگر ما تحت تأثیر نیروهای منفی بزرگی باشیم زیر فشار له می شویم پس نباید بگوییم که چرا در این مشکلیم و باید خواستار دانایی و تجربه بیشتر باشیم و این یعنی زندگی پویا.

تهیّه گزارش: همسفر مرضیه
تهیّه عکس : همسفر مریم



chad0gibson38.soup.io
دوشنبه 1 خرداد 1396 05:03 ب.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he should also visit this web site on regular basis to obtain updated from newest
information.
همسفر نسیم
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:10 ب.ظ
ممنون مرضیه ی خوبم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر