لژیون خانم نسیم

تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

 

متن سی دی بیان از مهندس

 

نوع مطلب :نوشتار یا برداشتی از سی دی ها ،

نوشته شده توسط:همسفر معصومه

در شرایطی نرمال که صحبت می‌کنیم باید خیلی مراقب صحبت کردن خود باشیم چون از صحبت ما ممکن است برداشت‌های مختلفی شود. اصلاً بعضی از کلمات هستند که برداشت‌های گوناگونی دارند مخصوصاً در زبانی که تمثیل باشد. کاری که در کلام باید انجام بگیرد نباید به کسی توهین بشود. هرچه جایگاه ما بالاتر باشد حرف زدن ما خیلی مهم است حتی در نوشتن هم نباید توهین بشود. ما یک گوینده داریم، یک شنونده داریم و این وسط ارتباط را کلام اجرا می‌کند که این‌ یک مثلث و مثلث دیگری که یک نفر می‌نویسد و یک نفر می‌خواند و یک نوشتار هست وقتی‌که شما یک نوشته‌ای را می‌نویسید و در این نوشته نیش می‌زنید یا زهر پراکنده می‌کنید و می‌خواهید کسی متوجه نیش شما نشود ولی دقیقاً از نوشتن شما مشخص است که شما در نوشته‌ات غرض دارید که این کار بسیار زشت است قبل از صحبت کردن و نوشتن باید کمی تفکر کنید.



به نام قدرت مطلق

*
مطالبی که می‌خواهم روی آن بحث کنم ممکن است مطالب مختلفی باشد ولی محور اصلی صحبت این است که انتقال اطلاعات، آگاهی و افکار و اندیشه چگونه صورت می گیرد و ما باید چگونه عمل کنیم؟

استاد: می‌دانم که همیشه یک سوی ترازو قدری با سوی دیگرش فرق می‌کند. ماهم زمانی دلتنگ می‌شویم، اما چه کنیم که پروسه بایستی ادامه یابد. زندگی و ادامه همیشه توأم با فراز و نشیب است؛ ما گاهی تصور می‌کنیم که این دانسته‌ها چه فرقی برای ما دارد! برای آن‌هایی که هیچ‌گاه برای رسیدن، نقشه و برنامه ندارند، تفاوت چندانی ندارد؛ به همین علت به گذشته نگاه بکن که عارف و صوفی کم نبودند و بیشترین وقت خود را برای این مسائل می‌گذاشتند و یکی از راه می‌رسید و همه آن‌ها را پاک می‌کرد. درست است که بایستی همیشه حقیقت را بیابند، اما کمتر کسانی هستند و بودند که حقیقت را دریافتند. نتیجه چه می‌شود؟ امروز در جهان شما علم و مسائلی که خود می‌دانید رایج شده و بیشترین برخوردها و جدال‌ها در آن‌ها وقت گرفته و شاید به قول شما برای یک‌لقمه‌نان و یا یک‌تکه زمین، که چه نمی‌کنند. به‌هرحال همیشه کمی‌ها و کاستی‌ها بوده و هست و خواهد بود، به هر حال بایستی گذشت. اما در مورد سخنی که گفتید، ابتدا بایستی بگوییم که بیایید خود را درمان و شفا بدهید که قلب و روح ما زخمی است نه از جدال با یکدیگر بلکه از گذر زمان بیهوده. بعضی وقت‌ها انسان به آنجا می‌رسد که می‌گوید چه دنیایی که یا ما درکش نمی‌کنیم و یا درد ما را نمی‌فهمد.
(اگر وقت شد بعد در مورد این ها توضیح داده خواهد شد)

استاد: ما خوب می‌دانیم که در نوشتن کتاب مسائل و مشکلاتی دارید و سبب نوع بیان کلمات که بایستی مفهوم اصلی را برساند و هیچ شبهه و شک برای بسته فکران به وجود نیاورد. به همین سبب ما بسیار خوشحال می‌شویم که از کلمات استاد گرامی که الهامی و اندیشه‌ای است از کلام خدا یا الله استفاده می‌نمایید.

انسان وقتی می‌خواهد افکار و اندیشه‌اش را منتقل کند برای انتقال دو راه دارد، یکی توسط کلام و دیگری توسط مکتوب؛ یا می‌نویسد و منتقل می‌کند و یا آن را با کلام بیان می کند. البته تصویر و ایما و اشاره هم هست که ممکن است از این طریق هم انجام شود. یکی از مسائل بسیار مهم این است که زبان و نوشتن یک قرارداد است مثلاً ما در زبان خودمان می‌گوییم آب ولی در زبان آذری می گوییم سو، در شرایط درست و ایده آل وقتی‌که می‌خواهیم کاری را انجام بدهیم اول باید تصویر آن در ذهن ما ترسیم بشود مثلاً می‌خواهیم بگوییم دوچرخه که اول باید تصویر آن در ذهن ما ترسیم بشود.

در شرایطی نرمال که صحبت می‌کنیم (به صحبت هایی که غیبت است کاری نداریم...) باید خیلی مراقب صحبت کردن خود باشیم چون از صحبت ما ممکن است برداشت‌های مختلفی شود. اصلاً بعضی از کلمات هستند که برداشت‌های گوناگونی دارند مخصوصاً در زبانی که تمثیل باشد. کاری که در کلام باید انجام بگیرد نباید به کسی توهین بشود. هرچه جایگاه ما بالاتر باشد حرف زدن ما خیلی مهم است حتی در نوشتن هم نباید توهین بشود. ما یک گوینده داریم، یک شنونده داریم و این وسط ارتباط را کلام اجرا می‌کند که این‌ یک مثلث و مثلث دیگری که یک نفر می‌نویسد و یک نفر می‌خواند و یک نوشتار هست وقتی‌که شما یک نوشته‌ای را می‌نویسید و در این نوشته نیش می‌زنید یا زهر پراکنده می‌کنید و می‌خواهید کسی متوجه نیش شما نشود ولی دقیقاً از نوشتن شما مشخص است که شما در نوشته‌ات غرض دارید که این کار بسیار زشت است قبل از صحبت کردن و نوشتن باید کمی تفکر کنید.

وقتی کسی یک‌حرفی می‌زند توجه کنید که عمق آن بیان کجاست، کمی روی آن تعمّق و فکر کنید، منظور و هدف آن چیست؟ در بیان آن چه چیزی نهفته است، زود تصمیم گیری نکنید که حرف درست است یا نه اما انسان موجودی است که زودباور است. وقتی می‌خواهید درختی را باور کنید به محصول آن توجه کنید بعبارتی برای اینکه ببینیم هر چیزی (کاری) خوب است یا بد باید به ثمره اش توجه کنیم یا اگر بخواهیم کنگره را قیاس کنیم باید به محصول آن توجه کنیم، محصول کنگره این است که در هرسال چندین بار مورد تشویق چندین وزارتخانه و مسئولین بزرگ کشور می‌شود یا مثلاً راگبی کنگره 60 به‌عنوان بهترین تیم راگبی کل کشور شناخته می‌شود، هم ازنظر اخلاق و هم‌بازی، پس خوب و بد هر چیزی یا هرکسی را که می‌خواهید تشخیص بدهید باید به نتیجه آن توجه کنید؛ مثلاً برای مراجعه به یک دکتر به بیمارانی که توسط آن دکتر درمان شده‌اند بنگرید نه
به اسم دکتر!

در نوشتن کتاب مسائل و مشکلاتی دارید در نوشتارها باید ساده بنویسید و از مطالب مهمی که من به آن توجه کردم این است که از کلمات پیچیده و عالمانه استفاده نکردم که درک و مفهوم آن برای همه راحت باشد؛ مهم‌ترین مسئله در یک متن، فهمیدن و متوجه شدن خواننده است. بعضی ها فکرشان بسته است یعنی ممکن است فوری از حرفت نتیجه دیگری بگیرد،حال برخی فکرشان باز است و برایشان قابل درک و انعطاف است.
بیان کلمات الهی صادق و درست هستند؛ باید از آن‌ها استفاده شود اما آن ها را تحریف نکنیم. صحبت کردن فقط در جمع یا دانشگاه و یا سخنرانی نیست! شما حتی با همسرتان یا فرزندتان یا دوستتان باید طوری صحبت کنید که ایجاد مشکل نشود؛ صحبت شما باید به‌گونه‌ای باشد که کسی قادر به تغییر دادن آن‌ها نباشد.

استاد: شما بایستی در کلام از کلمات کمک بگیرید و در راهی که ادامه دارد موفق باشید، کسانی که بخواهند به جهتی راه را تغییر بدهند توفیق نمی یابند زیرا آنان نمی دانند که علم به همه ی انسان ها تعلق دارد و راه وقتی درست باشد در انتها به هم وصل می شود.
برخی نمی دانند که علم متعلق به همه ی انسان هاست و متعلق به یک قشر خاص نیست برای مثال مسلسل را یک پزشک اختراع کرد حال بگوییم تو نباید اختراع می کردی و کار مهندس ها یا صنعتگران است...!

استاد: و اما در مورد سلول سؤال نموده بودید، در شهر انسان هر یک سلول مانند مولکول است. در انسان ماده حاکم است. اگر شخصی دچار بیماری بشود، در سلول تغییر و تحول ایجاد می‌گردد و بعضی وقت‌ها هم‌ سلول به عللی تحمل حالت نرمال را از دست می‌دهد و تغییر شکل می دهد.
در بدن انسان سلول مثل مولکول است برای مثال آب (HO2) از یک اتم اکسیژن و دو اتم هیدروژن تشکیل شده است بعبارتی از کنار هم قرار گرفتن اتم ها مولکول تشکیل می شود. سلول هم همینطور است مثل یک مولکول است یعنی جزئیات بسیار زیادی دارد.
تمام بیماری هایی که در بدن ایجاد می شود در اثر تغییری است که در سلول ایجاد می شود. سلول مثل یک شهر است و برای ما حکم مولکول را دارد. در آن یک نیروگاه دارد که اسمش میتوکندری است، پلاسما دارد و ... . یک پروتئینی به نام چاپِرون در سلول وجود دارد که کار چاپرون در سلول این است که پروتئین هایی که از نظم و نظام خودشان خارج شده اند این ها را درست کند درست مثل کار یک راهنما در کنگره. زمانی که چاپرون بر روی این پروتئین ها نظارت می کند و کنترلشان می کند باید درست شوند و اگر درست نشوند می روند زیر نظر یک چاپرون دیگر و اگر درست نشد دستور نابودی آن پروتئین را می دهد زیرا اگر بماند تخریب ایجاد می کند. اگر تعداد پروتئین هایی که از نظم خارج شده اند زیاد شود، باعث می شود سلول ها تغییر وضعیت دهند و به گونه ای دیگر شوند و بعد تبدیل به سرطان، غده ... می شوند و برای فرد مشکل ایجاد می کنند، بنابر این باید از بین بروند.
در کنگره هم به همین شکل است و افرادی همچون دیده بان همسفران و مسافران یا اسیستانت شعب ... کار چاپرون را انجام می دهند و بر روی افراد همچون مرزبان، رهجو و حتی راهنما... نظارت می کنند و اگر کسی از نظم خارج شده باشد، تولید نداشته باشد یا قوانین را رعایت نکند باید از سیستم خارج شود.

استاد: حال اگر این حالت تغییر شکل در اثر علمی که از نظر جهان مادی مطرح است ناپیدا باشد، آن گاه توان در اداره کل حیات مادی و معنوی یعنی پیدا و ناپیدا دچار اِشکال می گردد و چون قابلیت هضم و عمل برای سیستم های متوالی حیات آن در انسان تعبیه نشده به همین علت علم و فهم آن عمومی نیست و یا اگر باشد در این قسمت بسیار نادر و کمیاب است.
ما در سیستم امروز اصلا به تغییر شکل سلول ها توجه نمی کنیم که این تغییر شکل سلولی در اثر چه چیز بوجود آمده و فقط تفکر می کنیم که چگونه غده را از بین ببریم. پایه تمام بیماری ها تغییر شکل سلول است، بیماری ام اس، پارکینسون، آلزایمر... همه این ها در اثر تغییر شکل یکسری از سلول هاست و باید روی تغییر شکل کاوش انجام شود که در تئوری ایکس همین مسئله مشخص شده است و ما داریم کاری انجام می دهیم که سلول هایی که تغییر شکل می دهند جلوی آن ها را بگیریم که دیدیم در متد DST با سفر DST این تغییر شکل سلول و بیماری برطرف می شود همچنان که یک مرد 72 ساله پس از پایان سفر درمان تدریجی اش اعلام می کند که سرطان خونش هم درمان شده است.
مراکز اکثر بیماری ها تغییر شکل سلول اند یعنی همان چاپرون ها. به چاپرون ها و سلول ها و به همه ی قسمت های بدن مغز فرمان می دهد. مغز توسط ناقل‌های عصبی (نوروترانسمیترها) و هورمون‌ها فرمان می دهد. پس اگر نقصی وجود دارد، نقص در سیستم مغز و ناقل‌های عصبی است. وقتی ناقل های عصبی خوب کار نکنند، هورمون ها هم خوب کار نمی کنند مثل دوپامین، انکفالین... . ریشه تمام بیماری‌ها در عدم تعادل ناقل‌های عصبی مغز است که اگر آن‌ها خوب کار نکنند سلول شروع به تغییر شکل می‌کند و تغییر شکل سلول باعث ایجاد بیماری می‌شود.
بعضی وقت ها هم سلول بنا به دلایلی تحمل حالت نرمال را ندارد و یکسری موادش کم یا زیاد می شود، از کنترل خارج می شود و نرمال نمی تواند عمل کند.
علت تغییر شکل سلول برای پزشکان ناپیداست و فقط می خواهند آن را کنترل کنند یا از بین ببرند. وقتی نتوانند دلیل آن را پیدا کنند در کل در سیستم جسمی ما، هم در قسمت روحی و هم روانی اختلالاتی ایجاد می شود که زندگی ما را دچار مشکل می کند.

برای اینکه تغییر شکل سلولی ایجاد نشود دو چیز لازم است. یکی مواد غذایی که مورداستفاده قرار می‌گیرد باید مناسب باشد و به‌گونه‌ای تغذیه کنیم که تمام املاح معدنی که بدن نیاز دارد را به آن بدهیم، عامل دیگر تفکر و اندیشه ما است، فکر ما باید سالم باشد، کسی که آدم به‌هم‌ریخته‌ای است بیشترین ضربه را خودش به خودش می‌زند و انواع و اقسام بیماری‌ها را از قبیل کینه، حسد و نفرت به سراغش می‌آیند که این ها فقط با جهان‌بینی درست می‌شود.


foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 10:31 ق.ظ
Hello! I've been following your site for a long time now and finally got the courage to go
ahead and give you a shout out from Houston Texas! Just wanted to tell you keep up
the fantastic work!
مریم نظری
جمعه 22 اردیبهشت 1396 01:16 ب.ظ
خدا قوت مرضیه جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر