تبلیغات
لژیون خانم نسیم - حس رهایی(همسفر عاطفه و همسفر آذر)
لژیون خانم نسیم
تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی
...لحظه رهایی ما فرا رسید ، مسافرم زنگ زد تا به همراه کمک راهنمایم نزد آقای مهندس برویم ؛ قلبم به شدت می تپید ، حس و حالم وصف شدنی نیست . بعد طی کردن مسیری کوتاه به نزد آ قای مهندس رسیدیم... تعداد زیادی دوربین روی ما زوم بود من اولین بار بود که آقای مهندس را می‌دیدم ، دلم می خواست گریه کنم ، دلم می خواست فریاد بزنم ، دلم می خواست جلوی پاهایشان به پاس زحماتشان  ، سجده کنم ، دلم می خواست .... حال عجیبی داشتم انگار بین زمین و آسمان معلق بودم  ! بغضم از خوشحالی بود آخر بعد 10 سال مرارت و سختی ، بعد 10 سال شکنجه و عذاب ، یکی آمد فرشته ی نجات مسافرم شد ؛ فرشته ای که هم مسافرم و هم مرا به رهایی از افکارِ منفی، عذاب و ناراحتی رسانده بود. 


به نام هستی جهانیان

سلام دوستان، عاطفه هستم یک همسفر

امروز میخواهم از حس و حالم بگویم در لحظه رهایی مسافرم...
به ما خبر دادند جمعه ۵ خرداد در پارک طالقانی قرار است به دست آقای مهندس مجوز آزادی و رهاییمان را بگیریم.

صبح روز جمعه ساعت ۵:۳۰ دقیقه از خواب بیدار شدیم ، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم ،حس حال کودکی را داشتم که به گردش می رفت و یا به جشنی باشکوه و لحظه ای هم با خود می اندیشیدم به یک مهمانی که همیشه دوست داشتم ، دعوت شده ام. با ذوق و شوقی وصف نشدنی لباس پوشیدم و راهی پارک شدیم . نمی دانم مسیر را چگونه طی کردیم ، تمام راه را غرق رویا بودم تا اینکه بالاخره به پارک رسیدیم ....لحظه رهایی ما فرا رسید ، مسافرم زنگ زد تا به همراه کمک راهنمایم نزد آقای مهندس برویم ؛ قلبم به شدت می تپید ، حس و حالم وصف شدنی نیست . بعد طی کردن مسیری کوتاه به نزد آ قای مهندس رسیدیم... تعداد زیادی دوربین روی ما زوم بود من اولین بار بود که آقای مهندس را می‌دیدم ، دلم می خواست گریه کنم ، دلم می خواست فریاد بزنم ، دلم می خواست جلوی پاهایشان به پاس زحماتشان  ، سجده کنم ، دلم می خواست .... حال عجیبی داشتم انگار بین زمین و آسمان معلق بودم! بغضم از خوشحالی بود آخر بعد 10 سال مرارت و سختی ، بعد 10 سال شکنجه و عذاب ، یکی آمد فرشته ی نجات مسافرم شد ؛ فرشته ای که هم مسافرم و هم مرا به رهایی از افکارِ منفی، عذاب و ناراحتی رسانده بود. خلاصه با کلی ذوق از ما عکس گرفتند، آن لحظه حس رد کارپت(فرش قرمز) را داشتم به نظر من آن لحظه و عکسهای آن موقع یکی از مهم ترین اتفاقات و قشنگ ترین یادگاری های زندگیم بود و حتی زیباترین و به یادماندنی ترین  لحظه عمرم...
بعد از آن روز قرار شد چهارشنبه ۱۰ خرداد به شعبه آکادمی برویم که هم گل رهایی بگیریم هم از آقای مهندس و خانواده ایشان کمال تشکر را بجا بیاوریم.

روز موعود فرا رسید من آن روز از نظر جسمی اصلا حالم خوب نبود ولی از طرفی چون استاد امین را از نزدیک میدیدم  حسِ بسیار خوبی داشتم. پای صحبت های ایشان نشستن و به حرف هایشان گوش دادن آرامش خاصی را به همراه داشت.

 چشم هایم را بسته بودم و از خدا میخواستم که فقط چند دقیقه برای رفتن بالای سکّو که کنار آقای مهندس و راهنماهای عزیزمان قرار بود بایستیم به من نیرو بدهد تا خوشحالی که در درونم موج میزد را به اطرافیانم منتقل نمایم .
صحبت های آقای امین که تمام شد آقای مهندس آمدند کمی صحبت کردند و قرار شد رهایی ها را بدهند، شروع کردن به خواندن شماره افراد رها شده . من می دانستم که نفر دوم هستیم.

عجب !! لحظه ای که  آقای مهندس آماده شدن برای خواندن شماره ها من حالم خوب شد و سرحال و شادمان با حسی وصف نشدنی منتظر ماندم شماره ما را اعلام نمایند . وقتی نفر دوم را صدا زدند از ذوق پاهایم می‌لرزید تا بالا که داشتم میرفتم آنقدر تحت انرژی مثبت و نگاه ها و تشویق جمعیت بودم و فشار انرژی زیاد بود که پاهایم سست شده بود و داشتم می افتادم...
من تا به حال مکان های زیادی صحبت پشت تریبون و میکروفن داشتم یعنی برایم تازگی نداشت، ولی آن لحظه و آن مکان و موقعیتی که در آن بودم خیلی فرق داشت و من هم سرازپا نمی‌شناختم.
لحظه ای که میکروفون را دستم گرفتم صدایم می لرزید تمام آن روزهایی که مسافرم مصرف داشت همه ی لحظات و روزهای بد و خوب، همه مثل آدمی با چمدان بسته که آماده رفتن است از جلوی چشمانم رد می شد... یعنی تمام شده بود و دیگر آن آدم سابق جایش اینجا نبود.
از آقای مهندس چشم بر نمی داشتم بعد نگاهم به کمک راهنمای عزیزم  افتاد که تمامی آن حال و انرژی خوب را  از ایشان داشتم .... از همه تشکر کردم آقای مهندس، راهنمای عزیزم و راهنمای مسافرم و انگار سبک شده بودم مثل پر...
با حضور بیشتر و پر رنگ تر در کنگره و گرفتن آ موزش های بیشتر و خدمت کردن در هر جایگاهی که نصیبم شود سعی می کنم هم باعث خوشحالی کمک راهنمایم  شوم و هم به آرامش واقعی  برسم . 

راهنمای خوبم خیلی خیلی عاشقانه دوستت دارم و برایم خیلی باارزش هستید .
خواهر لژیونی های گل و دوست داشتنی ام  از صمیم قلبم دوستتان دارم و از ته دلم آرزو میکنم تک تک شما حسی که من داشتم و دارم  را حتی بیشتر از من تجربه کنید.
به امید رهایی تمامی عزیزان در بند اعتیاد 

به نام خدا 
سلام دوستان آذر هستم یک همسفر

بعد از ۱۳ ماه صبرِ خودم، تلاش مسافرم و راهنمای عزیزم و راهنمای مسافرم توانستیم این راه سخت و طاقت فرسا را  بگذرانیم...
روز جمعه ۵ خرداد ساعت ۱۰ صبح با دستان پر مهر آقای مهندس اِذن رهایی ما صادر شد خیلی خیلی حس خوبی بود تا بحال این حس را تجربه نکرده بودم.

از شادی در پوستم نمی گنجیدم، حس آزادی و رهایی از مسئله ای که مدتهاست باعث شده بود زندگی ما در سختی و ناراحتی بگذرد.
دوست داشتم به دستان آقای مهندس بوسه ی تشکر بزنم.

امیدوارم همه ی سفر اولی ها این حس را تجربه کنند.
اما روز چهارشنبه روز گل رهایی از آکادمی ،
مسافرم صبح رفته بود که نوبت بگیرد من و دخترم هم ساعت ۲ به شعبه آکادمی رفتیم.
خیلی شلوغ بود...صدها نفر برای دریافت رهایی، آموزش و حال خوش آمده بودند.
بیشتر مسافران یا همسفران از شهرستان بودند و برای گل رهایی امده بودند.

ساعت چهار جلسه رسمی شد و آقای امین صحبت ها را شروع کردند و بعد هم آقای مهندس برای گل رهایی دادن آمدند و یک موزیک خیلی پر انرژی پخش شد و انرژی من چند برابر شد بالاخره نوبت ما رسید که روی سکو برویم... چه حس شیرینی بود، رفتیم و گل رهایی را از دست آقای مهندس و راهنمای عزیزم گرفتم خیلی حس خوب، قشنگ و زیبایی بود.
امیدوارم همه ی مسافران خوب سفر کنند و این حس را خودشان تجریه کنند.






نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، حال خوش،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 09:52 ب.ظ
Excellent beat ! I wish to apprentice while you amend your
site, how could i subscribe for a blog web site? The account helped me a applicable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
سه شنبه 9 آبان 1396 07:21 ب.ظ
It's remarkable to pay a visit this site and reading the
views of all colleagues regarding this piece
of writing, while I am also eager of getting experience.
دوشنبه 20 شهریور 1396 03:10 ق.ظ
این فوق العاده است که شما از این بخش از نوشتن به عنوان افکار فکر می کنید
به خوبی از گفتمان ما در این مکان ساخته شده است.
یکشنبه 19 شهریور 1396 11:16 ق.ظ
سلام، من می دانم این موضوع غیرقابل پیش بینی است، اما از اینکه می دانستم از هر ویدجت ای که می توانم به وبلاگم اضافه کنم، تعجب کردم
به صورت خودکار صدای جیر جیر من تازه ترین به روز رسانی توییتر. من دنبالش هستم
برای یک plug-in مانند این برای مدت زمان زیادی بود و امیدوار بود شاید شما تجربه کمی داشته باشید
با چیزی شبیه به این. لطفا به من اطلاع دهید اگر به هر چیزی برسید.
من واقعا از وبلاگ شما خوشم می آید و منتظر به روز رسانی های جدید خواهم بود.
یکشنبه 19 شهریور 1396 10:20 ق.ظ
این طراحی باور نکردنی است! شما قطعا می دانید که چگونه خواننده را سرگرم نگه دارید.
بین شوخ طبعی و فیلم های شما، تقریبا به نقل مکان کرد تا وبلاگ خودم را شروع کنم (خوب،
تقریبا... هاها!) کار خارق العاده. من واقعا از آنچه شما باید گفته ام لذت ببرید و
بیشتر از آن، چگونه آن را ارائه دادید. بیش از حد سرد!
یکشنبه 19 شهریور 1396 06:20 ق.ظ
این واقعا جالب است، شما یک وبلاگ نویس بسیار ماهر هستید.

من به فید شما پیوستم و منتظر جستجوی شما هستم
بیشتر از پست فوق العاده شما همچنین، وب سایت شما را در شبکه های اجتماعی من به اشتراک گذاشته ام!
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:18 ق.ظ
من فقط نمی توانستم سایت خود را قبل از پیشنهاد اینکه واقعا اطلاعات فردی را در اختیار بازدید کنندگان خود قرار می دادم را ترک کنم؟

دوباره می روم به بی وقفه برای بررسی
در پست های جدید
جمعه 13 مرداد 1396 08:37 ب.ظ
Thanks for finally writing about >لژیون خانم نسیم - حس رهایی(همسفر عاطفه و همسفر آذر) <Loved it!
یکشنبه 21 خرداد 1396 12:29 ق.ظ
برای انجام این عمل عظیــــــــــم
شــــــــکر شکــــــــــر شــــــــکر....
شنبه 20 خرداد 1396 08:36 ق.ظ
خانم آذر و عاطفه ی عزیزم امیدوارم در ادامه ی راه برداشت و برکت بیشتری از کنگره نصیبتان شود و در این راه موفق تر از قبل باشید.
و باز هم هزاران مرتبه شکر برای ورودتان به سفر دوم و رهایی از بند اعتیاد. برایتان تجربه جایگاه های خدمتی را آرزومندم. رهاییتان مستدام باشد انشالله.
خانم نسیم عزیزم ضمن عرض خدا قوت و تبریک بابت این رهایی ها، انشالله در مسیر زندگی سعادتمند و تندرست باشید و بهترین ها نصیبتان شود
شنبه 20 خرداد 1396 12:49 ق.ظ
نسیم ، عاطفه و آذر عزیز باز این رهایی شیرین رو به شما تبریک میگم واز خداوند میخوام که همیشه زندگی به کامتون شیرین باشه و امیدوارم که تمام کسانی که به کنگره میان به جهان بینی بالایی برسند و هر چه زودتر به درمان قطعی و رهایی از بیماری اعتیاد برسند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما به عنوان همسفر در این مجموعه خدمت می‌کنیم. ابتدا برای آموزش درست دیدن و در ادامه درست خدمت کردن به خویش و سایر مخلوقات گرد هم آمدیم.در جهت افزایش دانایی خویش راهنما برایمان تعیین می‌شود و سپس باید دنبال آموزش باشیم.هدف در نهایت درک محبت واقعی است و تبدیل به ذراتی بدون ناخالصی ،تا تمامی هستی را دوست بداریم

مدیر وبلاگ : همسفر نسیم
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی