لژیون خانم نسیم

تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

 

گزارش عملکرد لژیون در روز دوشنبه

 

نوع مطلب :گزارش عملکرد لژیون ،

نوشته شده توسط:همسفر فاطمه

انسان به طور کلی موجود حساسی است و همیشه بین دو قطب مثبت و منفی قرار دارد و خیلی راحت میتواند در هر مسیر باشد یا تغییر مسیر بدهد.
انسان هر جایگاهی که دارد باید به خوبی و دائم از جایگاهش مراقبت کند و اگر به دانایی نرسیده باشد به راحتی از روشنایی وارد تاریکی می شود.
رفتن به تاریکی برای همه‌ی انسان‌ها از یک چیز کوچک شروع می شود.«مثل اعتیاد که فرد با یک عدد قرص یا زدن یک پک وارد وادی اعتیاد می شود.»و هیچ وقت فکر نمیکنیم که قرار است چه اتفاقی برایمان بیفتد.


روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۴/۱۹ لژیون با دستور جلسه ی ادامه ی وادی چهاردهم و قسمت ۷ و ۸ سی دی وادی، راس ساعت ۱۷:۳۰ آغاز به کار نمود
راهنمای عزیزم خانم نسیم اینگونه فرمودند:همه ی انسانها دو چهره دارند،خوب وبد و این ما هستیم که انتخاب میکنیم که کدام چهره را به ما نشان بدهند.
وقتی به مشکلی بر میخوریم بجای اینکه به خودمان رجوع کنیم و ببینیم اشکال کار از کجاست دیگران را مقصر میدانیم ولی این ما هستیم که تعیین کننده هستیم.
دلیل اینکه زنجیره های عشق روزبه روز مستحکمتر میشوند اینست که دانش و آگاهی انسان ها روز به روز افزایش پیدا کنند و امواج عشق مرتب به سمت انسانها میروند تا مستحکمتر شوند و از تاریکیها بیرون بیایند.
کلام راستین در هر جایی که باشد پیامش را به همه می رساند.و اگر من با همه وجود خواهان آن باشم به وادی عشق میرسم.
این خود عشق است که انتخاب می‌کند که مفاهیم عشق را به چه کسی انتقال دهد .و شاید هزاران سال طول بکشد تا ما بتوانیم ذره ای از آن را انتقال بدهیم.و باید حلقه های زیادی را گذراند تا به عشق واقعی رسید.
خداوند بارها به ما فرصت جبران داده اما با کفران ،نعمت از ما باز پس گرفته شده است و اعمال خودمان باعث این مشکل شده است چون خداوند هر چیزی را که به انسان میبخشد بلا عوض است.
انسان اگر در هستی درست حرکت کند وارزشها را انجام دهد و هر لحظه از زندگیش پر از آرامش میشود.و بهشت و جهنم در انسان همیشه جاری است.
در توضیح صفات انسان عاشق باید گفت که انسان عاشق اگر به کسی خوبی میکند و یا خیری میرساند منتظر تأیید یا جبران دیگران نیست و چراغ خاموش کارهایش را انجام می‌دهد و بدی برایش مفهومی ندارد و همه‌ی هستی را دوست دارد و این را میداند که اگر انسانی بداند با بد بودن چه خسارتی به خود و دیگران وهستی میزند هیچ‌گاه این کار را انجام نمیدهد.
انسان عاشق همیشه خدا را شکر می کند.و سرمایه ی هر انسان،عشقی است که در وجودش دارد.
حقیقی بودن ترسی ندارد و در راه درست نبودن ترس دارد و در این راه نباید نگران حرف دیگران باشیم.
«وادی 14بخش 7»
انسان به طور کلی موجود حساسی است و همیشه بین دو قطب مثبت و منفی قرار دارد و خیلی راحت میتواند در هر مسیر باشد یا تغییر مسیر بدهد.
انسان در هر جایگاهی که دارد باید به خوبی و دائم از جایگاهش مراقبت کند و اگر به دانایی نرسیده باشد به راحتی از روشنایی وارد تاریکی می شود.
رفتن به تاریکی برای همه‌ی انسان‌ها از یک چیز کوچک شروع می شود.«مثل اعتیاد که فرد با یک عدد قرص یا زدن یک پک وارد وادی اعتیاد می شود.»و هیچ وقت فکر نمیکنیم که قرار است چه اتفاقی برایمان بیفتد.
جانشین از عشق سخن می گوید:نیروی عشق کشش را ایجاد میکند و همه‌ی هستی بر مبنای عشق بنا شده است و اگر نیروی عشق نبود زندگی در سکون می ماند.
عشق آنقدر بزرگ است که تمام هستی در آن شناورند و عشق جلوی دور شدن اجزای هستی را از هم میگیرد.
انسان اگر به سمت هر چیزی برود از ضدش دور می شود.مثال:اگر به سمت عشق برود از کینه و نفرت و...دور می شود.و اگر دستهای ما از کینه خالی باشد میتوانیم عشق و محبت را دریافت کنیم.
یک وقتهایی ما خیلی سعی می کنیم به عشق برسیم و این ضد ارزشها هستند که مانع رسیدن ما به عشق می شوند.
عشق به گداخته های آتش تشبیه شده است و سوزاننده است.در ظاهر میسوزاند ولی در باطن به نور تبدیل میشود و قدرت عشق پشتوانه‌ای میشود برای انسان در عبور از مسیر با همه ی سختی هایش.
برای شناخت بهتر عشق یک مثلث ترسیم شده که اضلاع آن شامل:جاذبه،سایه ها و حس است.
سایه ها:وقتی میگوییم<چیزی>چون این کلمه را میتوان به همه چیز تشبیهش کرد و مادی بودن یا معنوی بودنش فرقی نمی کند.
چرا نمیگوییم سایه و از کلمه ی سایه ها استفاده میکنیم؟چون سایه ی صور آشکار جسم است و سایه صور پنهان روح یا نفس است.
عشق مداومت دارد و ما آن را از بُعد قبل آورده ایم.
جاذبه:تصویری به نمایش گذاشته است.شده. تصویر پنکه ای را نمایش میدهد که حرکت پره های آن تعیین کننده نیروی جاذبه یا دافعه آن است.
همه ی هستی این ویژگی را دارند ،پنکه خودش ثابت است و دافعه و جاذبه ی پنکه نسبت به گردش پره هایش است.
انسان نسبت به هر موضوعی که در آن قرار دارد دافعه یا جاذبه دارد و این به نوع نگاه و دانایی فرد بر میگردد.
«وادی 14بخش 8»
انسان وقتی روی جهل خود پافشاری می کند دافعه پیدا می کند و به مرور از انسان ها دور میشود.
غیبت کردن باعث بوجود آمدن نیروی دافعه در ما می شود و وقتی نیروهای منفی را در خودمان جمع کنیم نیروی دافعه پیدا میکنیم .ما به دنبال دلیل آن در بیرون از خودمان می گردیم.
واکنش ما به حرف یا کار دیگران به دانایی ما بر میگردد و این داشتن دید مثبت یا منفی ما است که تعیین می کند دیگران با ما چگونه بر خورد کنند.


تهیه گزارش :همسفر فاطمه
تهیه ی عکس :همسفر مریم نظری




foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 03:46 ب.ظ
I am sure this paragraph has touched all the internet people, its
really really fastidious piece of writing on building up new web site.
maddiecavaliere.hatenablog.com
شنبه 7 مرداد 1396 02:03 ب.ظ
I really like it when people come together and share views.

Great website, continue the good work!
همسفر مریم
جمعه 30 تیر 1396 10:56 ب.ظ
خدا قوت خانم نسیم عزیزم، استفاده کردم.
فاطمه عزیزم انشاءالله خیر و برکت خدمت در زندگیت جاری و ساری گردد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر