لژیون خانم نسیم

تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

 

گزارش عملکرد لژیون در روز پنجشنبه

 

نوع مطلب :گزارش عملکرد لژیون ،

نوشته شده توسط:همسفر فاطمه

در بعضی مواقع این که میگوییم "دست خودم نیست" در واقع کنترل رفتار ما دست نیروهای تخریبی افتاده و قطعا دلیلش نقض فرمانی است که داشته ایم و این بازتاب شرک ماست.باید بگردیم پیدایش کنیم و به مرور عکس آن را انجام دهیم تا دوباره اختیار به ما برگردد.این تدریجی بودن در بازگشت از ضدارزش ها بسیار مهم و حیاتی است و هیچ چیز یکباره اتفاق نمی افتد.

 


روز پنجشنبه مورخ 96/05/12 با دستور جلسه سی دی "شرک 1و2" و "تکنولوژی" هر ۲ از استاد امین،  آغاز به کار نمود.
راهنمای عزیزم خانم نسیم اینگونه فرمودند:
اگر انسان بخواهد انرژی های خود را متعادل کند و به سطوح بالا برساند و هستی،را به صورت دیگری ببیند تنها راه آن آموختن علم است.
کشف و درک قوانین هستی که در درون و بیرون ما جاری است و بر راستی و درستی دلالت میکند علم است.البته همه برای کشف علوم آمادگی ندارند یکسری دریافت میکنند و انتقال میدهند یکسری هم آنها را یاد میگیرند.
انسانها یی که در قرون وسطا زندگی می کردنند تفکرات غلطی داشتند ویکی از این تفکرات غلط این بود که خودشان را برتر از دیگران و در اصل مرکز عالم می دانستند وپیامبر را که برگزیده از طرف خداوند بود را نیز از جایگاهش بالاتر می دانستند که این کارشان باعث بوجود آمدن شرک میشد.
در کنگره برای اینکه بتوانیم یک چیزی را خوب یاد بگیریم باید مطالب را درست متوجه بشویم و نتیجه درست را دریافت کنیم.
قرآن کتابی بزرگ و عظیمی است ولی بسیاری از انسانها از مطالب و آموزش های آن دوری میکنند و فقط در مراسم خاصی از آن استفاده می کنند،قرآن قوانین خاصی دارد که باید رعایت کرد در بعضی از مطالب آن کلمات اشتباهی ترجمه شده و یکی از مهمترین اشتباهات در ترجمه ی عبارت «فیها خالدون» است که تمام مفسرّین آن رابه اشتباه ترجمه کرده اند و نوشته اند "تا ابد در دوزخ می مانند!" در حالی که معنی درست کلمه اینست که "در آتش دوزخ فرو میروند" یعنی در آن قرار میگیرند و آتشی که خودشان روشن کرده اند آنها را در خود محبوس میکند.فقط خودشان آن را حس میکنند حتی کسی که کنار آنهاست چیزی حس نمیکند.مصداق جاری بودن بهشت و جهنم است که مکان خاصی ندارند.عملکرد ما، ما را در بهشت یا جهنم قرار میدهد.
اما ترجمه ی اشتباه باعث شده دافعه ایجاد شود و مردم از خیر کثیر محروم شوند.یکی دیگر از اشتباهات در مورد قرآن اینست که روی قرائت بیشتر از درک مفهوم تاکید شده است!! ما با تکرار بیشتر روخوانی قرآن قواعد عربی و تلفظ درست لغات را خوب یاد میگیریم درحالی که اولویت بهره بردن از کلمات قرآن است.
در قرآن به بعضی کلمات محکمات و بعضی دیگر متشبهات گفته میشود که داستان پیامبران«ابراهیم و یونس و یوسف و...»جزء متشبهات هستند.
شرک به معنای شریک است و خداوند در قرآن فرموده که شرک را به هیچ عنوان نمی بخشد و نمی پذیرد.اصولا شرک در مقام انسانی بروز می کند زیرا انسان دارای اختیار است و این توان را دارد که برای خداوند شریک قائل شود.
و شرک می تواند نا محسوس و غیر قابل دیدن و یا مخفی باشد و پیامبر اکرم در باره آن اینگونه فرمودند که«شرک از راه رفتن یک مورچه در درون یک سنگ سیاه در شب تاریک نادیدنی تر است.»
قرآن درباره ضد ارزشها مثل زنا،ربا،قتل و غیره...زیاد صحبت می کند اما در اصل منشأ تمام اینها را شرک می داند.
خداوند برای هر چیزی که آفریده مَلِکی را قرار داده است که این فرشتگان بر آن ها نظارت و مراقبت می کنند(برای خیر،سلامتی،ثروت علم و....)و درباره کمک فرشتگان به انسان در چند جای قرآن اشاره شده است و فرشتگان موجودات خیالی نیستند و اینها نیروهایی هستند که برای امور مهمی که انسان ها دارند گماشته شده اند.
یونانیان باستان در اصل بت پرست نبودند در واقع هر بت نام یک الهه بود که نماد یکی از نیروها بود مثلا عشق سلامتی و .... نه اینکه از ابتدا بتها را خدای خود بدانند.و زمانی بت پرستی رواج پیدا کرد که هر شخص به یک بت چسبید و در اینجا اصل قضیه فراموش شد.
مجسمه ها سمبل بودند برای ایمان بیشتر انسانها به خدا و تسلیم و فروتنی بیشتر ولی با برداشتهای غلط این مجسمه ها سمبل خدای اصلی شدند.و بجای خدا پرستش شدند.
اصولا زدن قفل خیلی راحتر از پیدا کردن کلید و بازکردن آن است. کسانی که از نیروهای تاریکی استفاده می کنند و در راه کج قدم می گذارند کسانی هستند که قفل میزنند و کسانی که انسانها را از تاریکی بیرون می آورند کسانی هستند که کلید را یافته اند.
داستان های اساطیری رویاپردازی نبوده،  "اسفندیار" یا "آشیل" نماد انسان های کاملی بودند که یک نقطه ضعف داشتند و از همان نقطه آسیب میبینند.در زمان پبامبر صور آشکار شرک بود و امروز صور پنهان آن!!
یک خاصیتی که انسان دارد این است که تا زمانی که به مرحله پختگی نرسد و خواسته ای داشته باشد و شخصی بتواند خواسته اش را بر آورده کند انسان مرید آن شخص می گردد و برایش جایگاه بالاتری پیدا میکند و این در جهت نادرست هم می تواند باشد.
شرک در مرحله‌ای بوجود می آید که اختیار است و ما هر کاری که انجام میدهیم یک عمل صورت گرفته و یک عکس‌العمل به دنبال خود دارد و زمانی که اختیار وجود دارد باید یک قدرت عقلی هم وجود داشته باشد.
اگر انسان برای خداوند که خالق آسمانها وزمین است شریکی قرار دهد طبق قانون عمل و عکس العمل یک شریک در فرمانروایی وجود انسان قرار می گیرد.و اگر چند شریک قائل شویم چند فرمانروا در وجودمان فرمانروایی می کنند ودر فرمانروایی عقل با انسان شریک میشوند و دیگر اختیار دست ما نیست و در تصمیمات ما نفوذ پیدا میکنند مانند اعتیاد یا ضدارزش های دیگر.تا جایی که انسان توسط نیروهای دیگر به طور کامل "تسخیر" می‌شود.اینجا مفهوم جبر بوجود می آید. و منشا همه ی گره های ما همین است.

"سی دی دوم شرک"

در سفر اول چون ما یکسری فرمانها را نقض کرده ایم یکسری فرمانها ی ما هم نقض میشود و ما برای بیرون آمدن از این مسئله باید دقیقا فرمانها یی را که نقض کرده ایم را برعکس انجام دهیم تا فرمان عقل را به دست بیاوریم.چون قبل از آن فرماندهی عقل ما دست موجودات دیگر بود.
در مسئله شرک ممکن است کسی به خدای نادیدنی اعتقادی نداشته باشد ولی مشرک هم نباشد و شخص دیگری بگوید من به خدا اعتقاد زیادی دارم ولی فرمانها ی خدا را اجرا نکند.
هر کس که مواد مصرف میکند دامنه اختیاراتش کم می شود مثلا به خیلی جاها نمیتواند برود یا بعضی خوراکیها را بواسطه مصرف مواد نمی تواند مصرف کند و خوابش درست نیست در اینجا فرماندهی شخص دست خودش نیست.
در قرآن از اختیارات شیطان هم صحبت شده ولی در شخصی که ایمان دارد شیطان هیچ اختیاری ندارد.این بدترین و بالاترین عذاب است که در تصمیمات ما شریک وجود داشته باشد وگرنه خدا ما را با شلاق نمیزند یا سرب مذاب در گلوی ما نمیریزد این عکس العمل های عملکردهای ماست که باعث عذاب ما می‌شود.
ایمان به خدا به زبان نیست باید درعمل ثابت کنم و فرامین خالق هستی را اجرا کنم.هدف همه‌ی ادیان رستگاری انسان بوده و اصل همه ی آنها بر شرک بنا شده است.
دامنه ی اختیار انسان هیچگاه صفر نیست چون حداقل ۲ گزینه برای انتخاب دارد.و اگر اینطور نبود از مرحله ی انسانی خارج میشد.پس آغاز شرک نقض فرمان است.دین داشتن مساوی با مشرک نبودن نیست فرمانبرداری مهم است.
اگر انسانی چیزی را که خیلی دوست داشت و عاشقش بود را خداوند از او بگیرد و آن شخص توانست از این قضیه گذر کند و ناشکری وشکایت نکند خلیل الله میشود یعنی دوست خدا که به حضرت ابراهیم این لقب داده شد.که البته برای هر انسانی میتواند باشد.دوست: کسی است که اختیار انسان را در حیطه ی خودش بفهمد،وارد این حوضه نشود و به زور وارد حریم شما نشود و فرمانروایی شما را بر محدوده ی خودتان محترم بداند.
اگر انسانی برای بدست آوردن پول دست به هر کاری بزند یا وارد گروه هایی شود پول را شریک خدا دانسته است و اثیر ماده می‌شود.در این صورت یا از خرج کردن لذت نمیبرد یا نمی‌تواند خرج کند و روش درمان هم اینست که بتوانیم از پول بگذریم و آن را ببخشیم یک سفر است که زمان میبرد
ما در هر سطحی که باشیم یک تاریکی و یک روشنایی پیش روی ماست و باز هم ما میتوانیم به تاریکترین یا روشنترین سطح هم صعود یا سقوط کنیم.

چرا ما نقض فرمان میکنیم؟!
در داستان آدم و حوا در ابتدا همه چیز در تعادل بود و کمبودی نبود اما وسوسه شدند،داستان ما هم همین است گاهی وسوسه میشویم که اگر این کار را انجام دهم چه میشود!؟! و وارد شرک میشویم و از نقطه تعادل خارج میشویم.
در بعضی مواقع این که میگوییم "دست خودم نیست" در واقع کنترل رفتار ما دست نیروهای تخریبی افتاده و قطعا دلیلش نقض فرمانی است که داشته ایم و این بازتاب شرک ماست.باید بگردیم پیدایش کنیم و به مرور عکس آن را انجام دهیم تا دوباره اختیار به ما برگردد.این تدریجی بودن در بازگشت از ضدارزش ها بسیار مهم و حیاتی است و هیچ چیز یکباره اتفاق نمی افتد.

و اما نکات سی دی تکنولوژی از استاد امین:
ما باید برای انجام هر کاری توان خود را بسنجیم بعد وارد آن شویم و این پیدا کردن توانایی خود مستلزم دانش بسیار زیادی است،گاهی ما بیش از توانمان انرژی میگذاریم در نتیجه نقطه ی صفر خودمان را پیدا نمی‌کنیم و.چون پایه درست نبوده حرکت های ما بی نتیجه می‌شود.
گفتیم تعریف درست از مسایل نکته بسیار مهمی است که به پیش روی ما کمک میکند و گاهی سالها برای یک تعریف درست زمان لازم است.تکنولوژی مسائل را خیلی ساده کرد
تکنولوژی: تکنیک + دانش یعنی فنی که با دانش همراه است.
اما ما بدلیل نداشتن شناخت کافی از آن استفاده نادرست میکنیم،هرچیز که قدرت ساختن دارد قدرت تخریب هم دارد،فاصله گرفتن از تکنولوژی خوب نیست اما باید بدانیم این نزدیک شدن و استفاده از آن چه اندازه ای دارد؟!؟!
گفتیم سیستم ایکس از طریق مخدرها و افکار و انرژی های منفی تاثیرپذیر است،اطلاعات شبکه های اجتماعی هم جزء همان افکار و انرژی هاست که میتواند در ما تخریب ایجاد کند یا برعکس باعث تکامل ما شود،بستگی به استفاده ی ما دارد.
وابستگی به اینترنت هم خماری دارد و شاید همه ی ما تجربه کرده باشیم.امواج جایگزین سیستم طبیعی بدن ما می‌شود.
سالهای پیش حرف شنوی بچه ها از والدین بسیار بیشتر بود چون باور داشتند فهم و توانایی آنها بیشتر است.اما امروزه چون والدین با تکنولوژی ارتباط برقرار نکردند بچه ها جلو زدند و چون بلوغ فکری ندارند خیال میکنند از پدر و مادر بیشتر می‌فهمند در نتیجه حرف شنوی کمرنگ شده.هیچ زمانی برای آموختن دیر نیست به قول حضرت علی فرمودند: "فرزند زمان خود باشید."

تهیه گزارش :همسفر فاطمه
تهیه عکس : همسفر معصومه



مریم نظری
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:18 ب.ظ
خدا قوت فاطمه عزیزم.به امید رهایی
خدا قوت خانم نسیم عزیزم از صحبتهای شما استفاده کردم.
همسفر نسیم
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:47 ب.ظ
فاطمه ی عزیزم.خداقوت و ممنون
به امید اجرایی کردن این آموزش های ناب
و سپاس از استاد امین بزرگوار برای دادن آگاهی به ما
بهگل
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:37 ب.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر