لژیون خانم نسیم

تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

 

گزارش عملکرد لژیون در روز پنجشنبه

 

نوع مطلب :گزارش عملکرد لژیون ،

نوشته شده توسط:همسفر فاطمه


شخصی که به او مسؤلیت داده شده نباید از قدرتش سواستفاده کند و باید جوری رفتار کند نه برای خودش و نه برای دیگران و جایگاهش تخریبی بوجود نیاید
و اگر انسان به این نکته توجه کند در هر جایگاهی هم باشد تخریبی بوجود نمی آید.


"به نام خالق هستی"

گزارش عملکرد لژیون در روز پنجشنبه مورخ 96/09/16با دستور جلسه سی دی"گره قدرت بخش1"و سی دی"آسیب شناسی شروع به کار نمود استادی خانم فاطمه رأس ساعت 19:15دقیقه شروع به کار نمود.

راهنمای عزیزم خانم نسیم اینگونه فرمودند:
"گره قدرت"
بعضی از انسانها که در زندگی مهربان هستند با یک تغییر در زندگی بسیار تغییر می‌کنند مثلا وضع مالیشان بهتر می شود یا مقاله آنها در مجله ها چاپ می شود و یا ...و این تغییرات این شخص در جهت مثبت نیست و اشخاص دیگر بعد از تغییر این شخص دیگر در کنارش احساس آرامش نمی کنند البته اگر اشخاص دیگر که احساس آرامشی را که در کنار این شخص ندارند بر اثر حسادت خودشان به آن شخص نباشد در غیراین صورت شخصی که تغییر روی او اثر منفی گذاشته دارای گره قدرت است.
هر انسانی دارای بیشه قدرت است مثلا بیشه یک مرزبان کل شعبه است یا یک راهنما بیشه اش لژیونش است یا بیشه یک مادر فرزندانش هستند و....حالا ممکن است این بیشه نسبت به اشخاصی که داخل آن هستند کوچک یا بزرگ باشند.
بهترین حالتی که شخصی که دارای قدرت و بیشه است افرادی که در آن بیشه هستند بتوانند به راحتی هر سوالی را مطرح کنند و یا در کنار صاحب قدرت معذب نباشند.
مثلا اگر در کنگره یک راهنما یا یک مرزبان منیت داشته باشند و برخوردشان جوری باشد که دیگران در کنارشان معذب باشند و نتوانند از آ آنها راهنمایی بگیرنددارای گره قدرت هستند.
وقتی به شخصی مسئولیتی داده می شود باید در کنارش قدرت را هم به او داد  و ندادن قدرت به شخص بیشتر شبیه به یک شوخی است و اگر به شخص قدرت داده نشود خودش از مسؤلیت کنار می کشد.
هر چیز مثبتی در یک لحظه می تواند به ضد خودش تبدیل شود.
شخصی که به او مسؤلیت داده شده نباید از قدرتش سواستفاده کند و باید جوری رفتار کند نه برای خودش و نه برای دیگران و جایگاهش تخریبی بوجود نیاید و اگر انسان به این نکته توجه کند در هر جایگاهی هم باشد تخریبی بوجود نمی آید.
برای اینکه متوجه شد که شخصی دارای گره قدرت است باید در جایگاهی قرار بگیرد یا مسؤلیتی به او داده شود تا بتوان تشخیص داد.و یکی از بارزترین نشانه اش این است شخص دائما دنبال تأیید طلبی دیگران است و وقتی دیگران از او تعریف کنند حالش خوب است ولی اگر تأیید نکنند حالش بد می شود .
یکی از منبع ها که بسیار در این کار مهم است داشتن رضایت از انجام کار است و وقتی شخصی که دارای مسؤلیت و قدرت است اگر کارش را درست انجام دهد به دنبالش تأیید دیگران را هم به همراه دارد و شخصی که دارای تعادل قدرت باشد از نحوه انجام کارش احساس لذت می کند و تمرکز شخص کاملا روی درست انجام دادن کارش است مثل یک خواننده یا یک نوازنده یا هنرپیشه تئاتر که موقع انجام کار تمرکزشان روی درست انجام دادن کارشان است نه اینکه در آن لحظه منتظر بازخورد کارشان باشد و زمانی که کارشان را به خوبی انجام دادند بازخورد خوبی را هم به همراه دارد.
اگر در اینجا اگر شخص به جای اینکه روی کارش تمرکز کند فقط منتظر تأیید دیگران باشد به مرور ترس به سراغش می آید و اگر این تأیید را نگیرد همیشه حالش بد است و چون ترس و اظطراب در آن لحظه سراغش آمده نمی تواند بقیه اجرایش را هم به خوبی به پایان برساند و ترس کنترل درست اجرا کردن را از فرد می گیرد.

سی دی"آسیب شناسی"

قبل از شروع بحث آسیب شناسی مهندس درباره فضولی کردن صحبت می کنند و برای این موضوع هم یک مثلث ترسیم می کنند اظلاع آن دو گروه یا دو شخص که با هم سر موضوعی گفتگو می کنند هستند و قاعده هم شخصی است که موضوع به او هیچ ارتباطی ندارد و خودش را وارد موضوع می کند.
و این در یک خانواده و هر جا و جامعه وجود دارد.
شخصی که شخص سوم است و خودش را داخل بحثی که به او ارتباطی ندارد می کند در واقع با منطق خودش ناخودآگاه طرف یک شخص را می گیرد و باعث می شود شخصی که طرف او گرفته نشده احساس تنهایی کرده و با پرخاش به شخص بگوید که به تو چه که دخالت می کنی و یا اتفاقات دیگر و اگر دخالت شخص سوم نباشد این دو اگر صحبت یا مشکلی دارند خودشان دو تایی به یک نتیجه برسند.ولی دخالت شخص سوم باعث می شود که بحث این دو به هیچ نتیجه ای نرسد.
هر شخص برای حفظ شخصیت خودش باید یاد بگیرد تا از او نظری نخواستند دخالتی نکند و نظری ندهد.
در ادامه سی دی آسیب شناسی
برای باز کردن هر دری احتیاج به کلید مخصوص به خودش است و بسیار انسانهایی که مدام به زندگیشان قفل می زنند و نمی توانند کلید آن را پیدا کنند. 
مثال انسانی که بدهکار است زده می شود که باید درسترین راه را برای پرداخت بدهیش انتخاب کند تا آن را بپردازد ولی گاهی بعضی از انسانها کوتاهترین راه را انتخاب می کنند تا به نتیجه برسند و همیشه کوتاهترین راه درسترین راه نیست و در اینجا شخصی که می خواهد راه کوتاه را برود اول به نزول گرفتن فکر می کند در صورتیکه می تواند این بدهی را از راههای مختلف بانک با بهره های کم یا از چند دوست یا اقوام به عنوان قرض بگیرد و با برنامه ریزی درست پول آنها را پرداخت کند تا کمتر آسیب ببیند.
برای پیدا کردن کلید همیشه باید یک فاعل وجود داشته باشد یعنی یک شخص که این کار را انجام دهد و در اینجا به وادی اول بر می گردیم که باید برای هر کاری ابتدا تفکر کنیم و هر شخص باید بگردد و بهترین راه را نسبت به شرایطش انتخاب کند و فاعل باید از بین کلید های مختلف بهترین کلید را پیدا کند.
برای این  کار ما اول باید بدانیم چه چیزی را می خواهیم و اطلاعات را جمع آوری کنیم تا صورت مسئله مشخص شود و معلومات و مجهولات آن را مشخص کنیم وببینیم چه چیز را می خواهیم و به چه چیزی می خواهیم برسیم گاهی صورت مسئله اشتباه است و به خاطر همین ما به نتیجه ای نمی رسیم مانند صورت مسئله اعتیاد که از اول اشتباه طرح شد و درادامه هم به نتیجه ای نرسیدند و می گویند این بیماری مرموز لاعلاج و پیشرونده است.
شخصی که دستگاه سم زدایی را اختراع کرد نیتش خیر و کمک به انسانها بود ولی چون صورت مسئله اشتباه بود و فکر می کرد اعتیاد یک مسمومیت است و باید سم از بدن خارج شود این دستگاه را اختراع کرد .
در هر کاری که می خواهیم انجام دهیم باید همه چیز را سبک و سنگین کنیم و باید معایب و مزایای آن چیز را حساب کنیم تا ببینیم کاری که می خواهیم انجام دهیم به نفع ما است یا به ضرر ماست.
بیشترین مشکلی که ما داریم در مرحله آسیب شناسی و وقتی یک حرفی را می زنیم اول بررسی نمی کنیم که این حرف ممکن است چه تبعاتی را برای ما داشته باشد و یا چه ضرری به دیگران می زنیم.
آسیب شناسی یعنی این که قبل از هراقدامی بدانیم که این حرف یا کار و یا رفتار ما ممکن است چه تبعاتی برای خودمان و یا دیگران داشته باشد و باید جلوی انجام آن را بگیریم.
اشخاصی که می گویند ما به امید خدا جلو میرویم و می خواهند کاری را انجام دهند باید گفته شود که خداوند به انسان عقل و اختیار داده است تا راهش را بتواند درست انتخاب کند.
بعد پیدا کردن صورت مسئله و جمع آوری اطلاعات و آسیب شناسی حالا باید مسیر را مشخص کنیم مثل پروتکل اعتیاد که توانست این پروتکل را به صورت علمی ارائه بدهد و بعد روش دی اس تی را مشخص کرد بعد باید بتوانیم عملکرد داشته باشیم و گاهی انسان این مراحل را می گذراند ولی در اجرا کردن به مشکل بر می خورد و ما باید بتوانیم از این مرحله هم به خوبی عبور کنیم.صورت مسئله های اشتباه دیگر یکی این بود که گفتند فرزند کمتر زندگی بهتر که درباره عواقب این موضوع فکر نکردند و یا اینکه باید دانشجو پرورش داد در صورتیکه دانشجو ها اکثرا بی کار هستند.
درباره درس درست را دادن لوئی پاستور را مثال می زنند که توانست میکروب را کشف کند و در ادامه این را در اختیار دیگران قرار داد و چون درس اولیه درست بود در ادامه واکسن کشف شد و توانستند با آن جلوی بسیاری از بیماریها را بگیرند.
اگر مسیر درست را برویم به خواست خدا می رسیم چون خداوند هم می خواهد که انسان به علم و دانش رسند و در قرآن هم گفته شده نشانه ها برای کسانی است که تعقل می کنند و یا اینکه نادان با دانا برابر نیست و در پیام منظور از کلمه همان کلمه و در بعضی جاها منظور انسان است و هر شخص باید جایگاه خدمتی خودش را بتواند پیدا کند و گفته شده که همه هستی برای خدمت آفریده شده اند و هر کس در جایی مشغول به خدمت است.
در کنگره خیلی ها در گذشته بودند و به کنگره خدمت می کردند و یا اشخاصی که هنوز به دنیا نیامده اند و بعدها وارد کنگره می شوند و در کنگره خدمت می کنند و این چرخه ادامه خواهد داشت.
 امواج همان فالهمها فجورها و تقواها است و همان الهام خوبی ها و بدی ها به ما است که در تکامل به ما یاری می کنند.


تهیه گزارش:همسفر فاطمه






همسفر نسیم
یکشنبه 19 آذر 1396 03:27 ب.ظ
ممنون فاطمه ی عزیزم
خدمتت پربرکت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر