تبلیغات
لژیون خانم نسیم - گزارش عملکرد لژیون در روز پنجشنبه
لژیون خانم نسیم
تو می‌توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی

انسان از نظر آموزش و آگاهی به جایی نمی رسد که بگوید که همه چیز تمام شده است و هر جایی که باشیم باز بالا تر از آن هم است.
شیطان همیشه به زیباترین شکل ممکن به ما نزدیک می شود.


"به نام خالق زیبایی ها"

روز پنجشنبه مورخ 96/09/23 لژیون با دستور جلسه سی دی"معنویت" با استادی خواهر عزیزم خانم صغری و سی دی"گره قدرت 2" با استادی خانم فاطمه شروع به کار نمود.

راهنمای عزیزم خانم نسیم اینگونه فرمودند:
"سی دی معنویت"
مهمترین علمی که ما باید بیاموزیم علم درست زندگی کردن است و علوم دیگر مثل فیزیک و شیمی برای زندگی کردن بهتر ما است.
همه ی ادیان برای این بوجود آمدند تا راه درست زندگی کردن را به ما بیاموزند و راه مستقیم کوتاهترین راهی است که ما می توانیم از آن طریق به هدف و مقصد برسیم.
و برای رسیدن به آن باید قوانین و فرامین الهی را گوش فرا دهیم البته خیلی ها به نام دین سو استفاده هایی می کنند و باعث می شوند تا دیگران از دین زده شوند.
مثلآ در قرون وسطا دین را افیون جامعه میدانستند ولی به قول آقای مهندس این خرافات است که دین را زیر سؤال می برد و اگر دین درست به اجرا در آید برای هر جامعه ای برکت است.
یک چیز را در مقابل دین قرار دادند و نامش را معنویت گذاشتند. شریعت روش متد یا قوانینی است که برای رسیدن به حقیقت ما اجرا می کنیم مسیری که طی می کنیم طریقت است و هدف و مقصدی که می خواهیم به آن برسیم حقیقت است.هر سه اینها مکمل همند و یک چیز را بیان می کنند.
همانطور که در سی دی آسیب شناسی داشتیم ما باید یک صورت مسئله داشته باشیم بعد اجرا کردن و بعد نتیجه آن مهم است.
برای رسیدن به حقیقت ما در راه مستقیم هیچ میانبری نداریم و راه مستقیم با اینکه کوتاهترین راه است ولی بسیار هم پر پیچ و خم است ولی برای رسیدن به مقصد باید حتما این راه را برویم وگرنه ما از راه دیگری نمی توانیم به هدف و مقصد برسیم.
معنویت از معنا می آید و سه قسمت دارد که یک قسمت آن تئوری است سپس اجرا کردن و بعد نتیجه آن مهم است. و هر کدام از این ها حذف شوند ما به نتیجه نمی رسیم.
آن ها یی که می گویند ما پیرو طریقت هستیم طریقت فقط یک راه است نه در آن مقصد مشخص است و نه قوانینی دارد و این که به کجا می رسیم مطرح نیست.
درباره عرفان های نو ظهور این که ما به هر مکتبی که بر می خوریم باید ببینیم تئوری آن چیست؟ مثلا در انرژی درمانی می گویند از طریق انرژی هایی که در هستی است می شود بیماری های انسان را درمان کرد و به قول آقای مهندس این صورت مسئله که نیروهایی است که می توان با آن بیماریها را درمان کرد درست است و در بدن انسان 7نقطه محل اتصال جسم به نفس است که به آن ها چاکرا می گویند و هر چاکرا مسئول یک جا از بدن است مثلا یک چاکرا مسئول گوارش و یکی از چاکرا ها مسئول مسائل زناشویی و یکی دیگر مسئول گرش خون و....هستند و ما می توانیم از طریق انرژی ها چاکرا ها را کنترل کنیم و این می شود تئوری یا صورت مسئله این مکتب.
با انرژی درمانی نمی توان یک مصرف کننده را درمان کرد چون خواسته فرد بسیار مهم است و جسم باید باز سازی شود و جهان بینی فرد باید تغییر کند تا فرد به درمان برسد و وقتی این ها اتفاق افتاد برای جبران یکسری از خلأ ها می شود این کار را کرد البته هیچ کس نمی تواند در مدت کوتاه شخصی دانا و کاردان این مکتب ها شود یک پزشک جراح برای گرفتن تخصص باید 14سال درس بخواند و تلاش کند تا تیغ جراحی را دست بگیرد حالا شخصی که می خواهد از این طریق انرژی درمانی دیگران را درمان کند باید خیلی بیشتر تخصص داشته باشد چون چاکراها محل ورود و خروج هر نوع انرژی هستند و اگر شخص به کارش وارد نباشد ممکن است شیاطین و جن و...هم وارد شده و بیرون کردن این ها کار بسیار سختی است و شخص آسیب زیادی می بیند و شخص باید سیر و سلوک زیادی کرده باشد تا بتواند دیگران را به درمان برساند و کار هر کسی نیست.حالا مثلا یک شخص در این کار تخصص هم داشت حالا بعد از خروجی که می خواهد بدهد چیست؟
در مکتب ما قرآن درباره علم بسیار سخن گفته شده است و اگر ما درست حرکت کنیم به علم و دانش و آگاهی می رسیم.آقای مهندس می گویند درست تفکر کنید تا به دام نیفتید و به سخنان دیگران گوش کنید ولی از بین شنیده ها هر کدام را که درست است و به حقیقت نزدیک است را انتخاب کنید.
هر چیزی را که برای ما روشن و قابل حل باشد را صور آشکار می گوییم و هر چیزی که از آن اطلاع نداریم و برای ما قابل حل نیست را صور پنهان می گوییم اگر درک و آگاهی ما بالا برود چیزهایی را که ما صور پنهان می دانیم برای ما آشکار می شود و در اصل هر دو صور در اصل یکی هستند پس این به درک و آگاهی ما بر می گردد که چیزی که در صور پنهان من است در شخص دیگر جزو صور آشکارش است یا بالعکس.و ما باید روز به روز برای بالا بردن درک و آگاهی مان تلاش کنیم.
ما هیچ چیزی را نمی توانیم مجانی و سریع و راحت به دست بیاوریم و اگر این اتفاق افتاد باید بدانیم که یک جای کار ما می لنگد و برای این کار ما باید از ضد ارزشها دوری کنیم برگشتن از ضد ارزشها سخت است ولی با تمرین و تکرار می شود این کار را انجام داد .
بزرگی به داشتن مال و ثروت نیست اگر ما اندیشه بزرگی داشته باشیم و یا اثراتی که بعد از ما به جا می ماند نشانه بزرگی ما است. انگلیسی شدن سایت کنگره برای بین المللی شدن کنگره است و علومی که در کنگره تدریس می شود برای همه انسانها لازم است چون راه درمان و درست زندگی کردن را فهمیدیم و می توانیم به دیگران هم آموزش دهیم.
انسان از نظر آموزش و اگاهی به جایی نمی رسی که بگوید که همه چیز تمام شده است و هر جایی که باشیم باز بالا تر از آن هم است و شیطان همیشه به زیباترین شکل ممکن به ما نزدیک می شود.
اگر عرفان نو ظهوری می خواهد ما را از راه میانبر به خواسته مان برساند این عرفان درستی نیست و گر نه اگر شخصی شایستگی داشته باشد و از این عرفان استفاده کند می تواند به بهترین شکل انرژی های هستی را در اختیار بگیرد.
همیشه این طور نیست که خداوند انسان را با فقر مورد امتحان قرار دهد بلکه گاهی با دادن نعمت زیاد به انسان او را مورد امتحان قرار می دهد که این امتحان و پیروز شدن در آن بسیار سخت تر است.
مصرف کننده ها با هزار جور کلک و مشکل و بدبختی وارد اعتیاد شدند ولی بیرون آمدن از آن بسیار سخت است و پوستشان به قولی کنده می شود چون هم باید جسم و هم نفس را تربیت کنند تا بتوانند ذره ذره از مواد دل بکنند و از این مسئله بیرون بیایند.


"سی دی گره قدرت 2"

قدرت توان انجام دادن کاری است و همان طور که ما توان انجام دادن کاری را داریم همان طور هم این توان را داریم تا کاری که درست نیست را انجام ندهیم و در اینجا است که ما به تعادل رسیدیم یعنی همان طور که توان داریم به ارزشها بپردازیم همان طور هم باید توان انجام ندادن ضد ارزشها را داشته باشیم.
فرامین خداوند یکسری امر و یکسری نهی هستند و یکی از فرامین این است که سؤال کننده را از خودت مران و آقای امین می گویند من فکر می کردم این یعنی اینکه اگر شخصی از من آدرس می پرسد آدرس رو دقیق به شخص بدهم و گم و گورش نکنم و اگر بلد نبودم به شخص بگویم و در اینجا این صور آشکار موضوع است و صور پنهان آن هم این است که رفتار و خلق و خوی ما جوری باشد که سؤال کننده نتواند از ما سؤالش را مطرح کند و خلق و منش ما روی ظاهر ما تأثیر گذار است.
مسئولیت و قدرت با هم در ادغامند و کسی که مسئولیتی دارد قدرت هم دارد و اصل هدف این است که نیاز شخصی برطرف شود مثل لژیون که مسافر در آنجا در مسیر درمان قرار می گیرد و نیازش برطرف می شود و برای همسفران هم به نوع دیگری.
در ساختار درست قدرت سؤال کردن هیچ ایرادی ندارد و اگر شخصی نتوانست سؤالش را مطرح کند در آنجا گره قدرت بوجود آمده است.
ما در جایی که داریم آموزش می گیریم نباید درباره موضوعاتی که به ما مربوط نیست حرفی بزنیم یا اظهار نظر یا فضولی کنیم. در ساختار گره قدرت همه می خواهند نظر بدهند یا دخالت کنند البته در لباس زیبای تأیید که اول حرف شخص را تأیید می کنند بعد نظر خودشان را می گویند و اینها به قول آقای امین برای این گفته می شود تا ما اینها را بگردیم و در درون خودمان پیدا کنیم نه اینکه روی دیگران زوم کنیم.
مثلث شخصیت شامل سه ضلع معصومیت و لیاقت و امنیت است که اگر مثلث شخصیت ما از هر کدام از این اضلاع ضربه خورده باشد از آن قسمت قابل نفوذ است و اگر ضربه نخورده باشیم هیچ کس نمی تواند به درون ما نفوذ کند مثلا اگر فردی از ضلع لیاقت ضربه خورده باشد می توان با تعریف و تمجید به شخص نزدیک شد و رگ خواب طرف را به دست آورد از او سو استفاده کرد چون شخص از ضلع لیاقت ضربه خورده بوده است.
در ساختار درست قدرت ما زایش و تولید داریم و از اشکال پایین انرژی استفاده می کنند و به قسمت بالا می بریم یعنی این تبدیل انرژی ولی از پایین به بالا ولی در ساختار گره قدرت از قسمت های بالای انرژی استفاده می کنند برای اینکه خلأ های درونی فرد پر شود برای همین افراد به قسمت پایین تر نزول می کنند و اگر در ساختار درست تبادل در طبیعت وجود نداشته باشد به خاطر گره های وجودی فرد است و اگر ورودی باشد ولی خروجی و تبادل وجود نداشته باشد دچار تورم می شویم.



تهیه گزارش:همسفر فاطمه
تهیه عکس:همسفر مریم






نوع مطلب : گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 آذر 1396 07:40 ب.ظ
خداقوت عزیرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما به عنوان همسفر در این مجموعه خدمت می‌کنیم. ابتدا برای آموزش درست دیدن و در ادامه درست خدمت کردن به خویش و سایر مخلوقات گرد هم آمدیم.در جهت افزایش دانایی خویش راهنما برایمان تعیین می‌شود و سپس باید دنبال آموزش باشیم.هدف در نهایت درک محبت واقعی است و تبدیل به ذراتی بدون ناخالصی ،تا تمامی هستی را دوست بداریم

مدیر وبلاگ : همسفر نسیم
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی